على محمدى خراسانى
150
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
دليل چهارم : بناء و سيرهء عقلاء : هنگامى كه ما انواع مركبات ( معاجين ، كتب ، مصنوعات ، مخترعات ، مؤسسات و . . . ) را در نظر مىگيريم و راجع به نحوهء اسمگذارى آنها مطالعه مىكنيم ، مىتوانيم قطع و يقين پيدا كنيم به اينكه روز اول وقتى سازندگان و مؤلفان و بانيان براى مجموعههاى مذكور و مانند آن اسمگذارى كرده و نامى را انتخاب مىكنند ، مجموعهء كامل و بىكم و كاستى را در نظر گرفته و اسم مورد نظر خود را بر آن اطلاق مىكنند . مقتضاى حكمت وضع نيز همين است ؛ چرا كه حكمت وضع افادهء مقاصد و مرادات و ما فى الضمائر ( تفهيم و تفهم ) است ، و روز اول هدف واضع ، افادهء مجموعهء كامل بوده و براى آن اسمى برگزيده است . البته بعدها خود واضع و ديگران در مقام استعمال گاهى نياز پيدا مىكنند كه اين اسامى و الفاظ را در مجموعهء ناقص و فاقد برخى اجزاء هم استعمال بكنند ، ولى مجرد استعمال ، علامت حقيقت بودن نيست ، و هيچ مانعى ندارد كه اين نوع استعمال به نحو مجازى باشد - و به علاقهء كلّ و جزء ، علاقهء ما كان ، علاقهء مشابهت و مشاكلت ناقص با كامل در صورت و . . . - و يا به نوع حقيقت ادعائيه سكاكى باشد كه ناقص را به منزلهء كامل فرض كرده ، سپس آن اسم را در كامل ادعائى ، استعمال كنيم . ناگفته نماند كه اين حقيقت ادعائيه ، حقيقت مصطلح نيست . شارع مقدس هم در اوضاع و اسمگذارىهاى خود ( اسمگذارى الفاظ عبادات براى مجموعى مركب ) از اين طريقه تخطى نكرده ، قدم را فراتر ننهاده و روش جديدى ندارد ؛ وإلّا اگر از شيوهء ديگرى استفاده مىكرد نقل مىشد و به ما مىرسيد . نتيجه : پس نحوهء نام گذارى الفاظ عبادات هم ، چنين بوده است ؛ يعنى روز اول براى صحيح و مجموعهء كامل قرار داده شدند ، سپس احياناً و گاه و بىگاه در فاسد و ناقص هم استعمال مىشوند ، ولى بالعناية و المجاز . مرحوم آخوند مىفرمايد : اين استدلال از جهاتى قابل منع است : اولًا : از كجا معلوم كه سيرهء واضعين چنان باشد كه گفتيد ؟ آيا استقراء تام انجام دادهايد يا ناقص ؟ در حقيقت چنين طريقهاى محرز و مقطوع نيست ؛ زيرا در رابطه با اسماء اوزان و مقادير يك احتمال اين بود كه وضع ، خاص و موضوع له عام باشد ، يعنى از روز اول ، لفظ متر را مثلًا براى اعم از صد سانتيمتر و اندكى زياد و كم قرار دادهاند ، نه براى خصوص صد سانتيمتر ، و . . . . ثانياً : از كجا مىگوييد : احياناً و گاهى در ناقص استعمال مىكنند ؟ خير ، استعمال در ناقص ، احياناً و گاهى نيست . بلكه مانند استعمال در كامل ، كثير و فراوان است ، اگر اكثر نباشد . ثالثاً : به چه دليل ادعا مىكنيد كه شارع هم از طريقهء معمول تخطى نكرده است ؟ رابعاً : اصلًا قياس مع الفارق است ؛ زيرا در مركبات ديگر يك مجموعهء كامل و مضبوط داريم و مىتوانيم بگوييم : اسم ، روز اول براى آن وضع شده است ؛ ولى در عبادات ، ما يك صحيح مطلق و